امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه: 16 سال و 4 ماه و 16 روز سن داره

امیر علی هستی مامان و بابا

روز جمعه و یک اتفاق بد

جمعه 7/2/92 قرار گذاشتیم با مامان جونو  و بابایی نهار بریم بیرون .اول که رسیدیم شما طبق روال هفته گذشته دست به کار شدی و دمپایی گرامو پوشیدی و وارد جوی اب کنار تخت شدی و سرخوش از اب بازی بودی که ناگهان عرفانو و مامانو از دور دیدی و چنان جیغی کشیدی که ماهم خبردار شدیم که مامان جون تشریف فرما شدند .بعد هم مراسم سوغاتی دادن و گرفتن بود.مامان جون یک کامیون که تو بارش شکلات سنگی بود برای شما اورده بود که با ذوق فراوان بازش کردی و تا دونه آخر نوش جان کردی و من هم یواشکی برای بقیه کش میرفتم.خلاصه بعد از صرف نهار در رستوران باغچه به گفته مامان جون جامه عمل پوشاندیم و راهی بازار مبل یافت اباد شدیم .البته عرفان و بابا جون رفتند خونه. بعد از کلی ...
12 شهريور 1392

ماه رمضان

سلام گلم ماه رمضان داره تموم میشه ومن اموروز 16/5/92مصادف با 29رمضان سال 1434 و7اگوست 2013 اومدم تا از اتفاقات این ماه اخیر برات بنویسم.پنجشنبه اول ماه یعنی 2رمضان مامان جون همه فامیلای بابا رو دعوت کرده بود و ما اولین مهمونی رو با خونه مامان جون شروع  کردیم که به شما خیلی خوش گذشت.ازروز سه شنبه 14رمضان تا جمعه پشت هم دعوت بودیم .شب تولد سه شنبه تالار احسان رفتیم که اونجا از میکی موس جلوی در 2تا جایزه (یک بسته مداد رنگی و یک کامیون خوشگل)جایزه گرفتی .چهار شنبه خونه عمو حسین پنجشنبه خونه عزیز و جمعه هم خونه بابابزرگ دعوت بودیم البته جمعه عمو جعفر هم دعوت کرده بود که به دلیل مصادف شدن دو افطاری به حرمت بزرگترا و اینکه بابا بزرگ از قب...
12 شهريور 1392

اولین روز ورود به مهد کودک

سلاااااام پسر گلم مامانو ببخش که بعد از این همه مدت اومده و داره برات از روزهای بزرگ شدن و عاقل شدنت میگه،البته ناگفته نمونه یه سری مطلب دارم که دارم تکمیل میکنم و در اولین فرصت آپ میکنم،بگذریم اومدم بگم امروز یعنی ١٢/٦/٩٢ برای اولین بار به همراه مامان جون رفتی مهد کودک و  تا الان که ساعت ١١.٥٠دقیقه هست به خوبی و خوشی تو مهد هستی .مامان جون صبح ساعت ٩زنگ زد و این خبرو بهم داد که اصلا نذاشتی مامان جون با شما بره تو دفتر مدیر و صحبت کنه و خودت سریع رفتی سمت راه پله و بدون راهنمایی و کمک پرستار رفتی بالا و خودت هم میگفتی که بلدم خودم میام .صبح زود ساعت ٥ بیدار شدی و ساعت ٦.٣٠ حاضرت کردم .کیف خرسیو برداشت...
12 شهريور 1392
1